ماکت قیامت

بالاخره نوروز پیروز آمد و بهار باهمه ی جلوه هایش بر سرمای بهمنی غلبه کرد برف دیرپایی که بر سر کاج پیر ماءوی گزیده بود وانگار تا ابد خیال آب شدن نداشت در دستان گرم و پرمهر بهار آب شد.بهار این فصل زیباو زنده با اینکه بارها تکرار شده بر خلاف همه ی چیزهای تکراری دوباره قشنگتر از همیشه امدوبقول حافظ عزیز" مشاطه ی چالاک طبع" طبیعت دگرباره همه ی سبزه ها ودرختان را به برازنده ترین هیئت آراست واسرافیل طبیعت دوباره صور خود را بر گوش سرما زده ی هستی دمید واین ماکت قیامت-قیامت ربیع-چه باشکوه و عظیم برپا شد آنقدر عظیم که انسان به ناچیز بودن ش در برابر قدرت خدا پی میبرد.

میلیونها سال پیش یاکمی زودتر یا دیرترخداوند ازلی خداوند اول الاولین استارت خلقت را نواخت اول طبیعت را آفریدوسپس انسان را به آغوش طبیعت فرستاد و چه حس طربناکی است در دامن مهربان طبیعت بودن ومیلیونها سال بعد کسی چه میداند شاید زودتر یادیرتر باصور حضرت اسرافیل قیامت کبری برپا میشود ودر آخر باز هم تنها خداوند ابدی خداوند آخرالآخرین میماند.حقاکه تنهایی;یگانگی; استقلال; بی نیازی و ماندگاری از وقتیکه خودرا به خدا نسبت داده اند زیبا شده ا ند .پیامبر اسلام میفرماید: وقتی که بهار را میبینید قیامت را یاد کنید.آری رستاخیز بهار یادآور قیامت کبری است فصل بهار زیباترین فصل وهمچنین فصلی است که آغازش برخلاف فصلهای دیگرتغییراتی را در زندگی و رفتارمخصوصا"در تصمیمات ما میطلبد مثلا"کهنه ها نو میشود; قهر ها آشتی میشود;اعتقادات بازسازی میشودو....وخلاصه اینکه  انسان خداگونه تر میشود.اگر موسم بهار قشنگترین فصل است بی شک  قشنگترین دوران زندگیمان بهار عمرمان خواهد بود.بقول امام خمینی :بهار توبه جوانی است ویک مژده ی دیگر هم به جوانها میدهد که اقبال و رویکرد انسان به دنیا در جوانی کمتر است و توبه در جوانی بسیار راحت تر است .دین مبین اسلام نیز مهر تایید بر عید باستانی نوروز زده.هنگامیکه سلمان فارسی عید نوروز را خدمت پیامبر معرفی کردند پیامبر از کیفیت آن جویا شدند وسلمان عرضه داشتند کینه وکدورت در این عید جایی ندارد; صله ارحام در این عید بسیار انجام میشودو.... پیامبر فرمودند این اعمال توصیه ی موکد دین اسلام است. البته ناگفته نماند که دعای یامقلب القلوب نیز از اما م صادق(ع)بما رسیده است 

امیدوارم سال جدید همون سالی باشه که هممون منتظرشیم.پر از اتفاقات تپل - شاد و مبارک . 

(سعید محلاتی)

89

قهوه اي و سفيد

سالهاي جنگ بود، بمباران شهرها و مشكلات اقتصادي فضاي بدي تو جامعه و خانواده ها ايجاد كرده بود،تو عالم بچگي دلخوش به عيد بوديم تا لباس نو برامون بخرند،بپوشيم و شيريني (آخ جون) و آجيل عيد بخوريم البته عيدي که جای خودشو داشت.اين ها را كه دارم مي نويسم انگار دارم ترانه فرهاد را مرور مي كنم ((بوي عيدي /بوي توت/....)). نمي دونم عيد سال 64 بود يا 65 ، اول اينو بگم كه من از بچگي عاشق شيريني و شكلات بودم حتي بعضي وقت ها كه شيريني گير نمي آوردم به قندون تك مي زدم و قند مي جويدم.اون سالها يه نوع شيريني تو قنادي ها بود بنام" شوكو مارس" (من كه خيلي وقته نديدم ،شما ديديد؟) با دو نوع كاكائويي و شيري،گرد بود به اندازه دوزاري هاي اون موقع، تو جعبه هاي طلقي گرد و بي رنگ . وقتي دو تا شو با هم (قهوه اي و سفيد) تو دهانت ميذاشتي ،معجوني درست مي شد كه شايد خوشمزه ترين طمع درك شده كودكي ام بود.تو اون سال ما چند بسته از اين"شو كو مارس" ها خريديم . مامانم اون ها را قايم مي كرد و هر وقت مهمون مي اومد از اين عزيزان! رو نمايي مي شد و به لطف مهمان ها چند تايي هم گير ما مي اومد، البته سهميه روزانه هم داشتيم.اما من به اون چند تا قانع نبودم. تا اينكه يك روز طي يك عمليات پيچيده محل اختفا اين جعبه هاي سحر آميز را كشف كردم"زير تخت".
دستبردهاي روزانه شروع شد . از روزي يك بار تا روزي چندين بار ،از هر دفعه دو تا، تا هر دفعه چندين تا.آخه لامصبا  خيلي خوشمزه بودند.فقط منتظر فرصت بودم تا مامانم از اتاق بيرون بره و عمليات شروع بشه.
چند روزي گذشت و من سرمست از اين گنج و معدن خدادادي (يه چيزي شبيه نفت خودمون) بودم. يك روز صبح كه كسي خونه نبود رفتم سراغشون ، دست كردم زير تخت اما هر چي بيشتر گشتم كمتر يافتم ،چشمتون روز بد نبينه نبود كه نبود .چاههاي نفتم خشكيده بود! و خبري از جعبه ها نبود . بعله! زيادي روي،كار دستم داده بود و قضيه لو رفته بود . تو اون عيد ديگه" شو كومارس" گيرم نيومد ،يعني محل جديد اختفاي معشوقه هايم را پيدا نكردم كه نكردم.

حالا كه به اون روزها فكر مي كنم ،دلم براي تمام لحظاتش تنگ شده ،خوشحال شدن با دوتا "شوكومارس" ( البته يكي قهوه اي و يكي سفيد)،خنديدن و گريه كردن براحتي ،قهرها و آشتي هاي دقيقه اي ... ((برق كفش جفت شده تو گنجه ها... )).....  دلم تنگ شده، يكي بياد منو به اون روزا برگردونه .گریه میکنما!!!!!                                                                                                                                                                           
                                 سال 1389 مبارك باد!

من هم اومدم

سلام برافریننده عشق

اخر قسمت شداولین دل نوشتم رو عصر جمعه به نمایش بگذارم.

امیدوارم بتونم با نوشته هام نظرتون رو جلب کنم.برای شروع ضمن ارزوی ظهور منجی عشق یکی از مناجاتهای خواجه عبدالله انصاری رو براتون انتخاب کردم:

 

خدایا

یاری ام ده تا بر استان مبارک تو زار بگریم" که درپای تو زاریدن مرا از هزار خندیدن خوشتر است.نقش هردو جهان بر اب می فکنم که از هرانچه هست مرا بر تو نازیدن خوشتر است.

دستگیرم شو که عزیز است ان کسی که تو او رابخوانی وبخواهی وگربگریزد صد باره باز هم اورا به راه واگردانی.

پس مرا ان جایگاه عطا کن که سزاوار به سوی تو دویدن باشم.شگفت ان که هر کس تو رادارد اشک شادی زدیده می بارد. 

(مهدی محمدی)   

یه اشاراتی

 

 بنام خدا

سلام! میخام یه نکاتی رو بگم که تو زندگیمون نیست ولی وارد کردنشون به زندگی  هم خیلی کار سختی نیست من خودم بیشتر از هر کس دیگه جای خالیشون رو حس میکنم شاید بی دلیل از اونها غافلیم یا اصلا" شاید دلایل منطقی (ظاهرا"منطقی) برای خودمون داشته باشیم ولی این رو میدونم که دونستنشون خیلی کمک میکنه به عمل کردنشون. چندتاشو بخونید:

1.مشورت (البته اگه بجامون تصمیم نگیرن)

2.هجرت(ای بابا دلت خوشه هرجا بری آسمون همین رنگه)

3..سوژه گریه یا اشک(تا دلت بخاد سوژه خنده هست اصلا" دری وری  گفتن شغل دوم هممون شده)

4.قناعت(ای بابا حالتو بکن بااین عمرهای کوتاه معلوم نیست فردا زنده باشیم آخه میدونی سن مرگ ومیر اومده پایین;سن ازدواج رفته بالا ; سن بازنشستگی اومده بغل اصلا همه چیز قاطی شده.....)

 5.کنسرت. تاتر.سینما.(اینها که برای بچه های میر داماد به بالاست شکم خالی و این حرفها؟برو پیاده روهای انقلاب 500تومان بده یه دی وی  دی از این قاچاقی ها شو بگیر توش 10تا فیلم داره)

6.غذا خوردن با ارامش(تو غذاشو جور کن ارامشش با من)

7.تغییر(پسر جان ثبات رویه داشته باش!  تاالان که جواب داده)

8.مطالعه(داداش مارو از خواب غفلت بیدار نکن بذار خوش باشیم ما یک عمره که داریم نون جهلمون رو میخوریم)

9.ورزش (هرخلافی که بگی هستم جز این یکی اصلا ورزش  برای سیگار ضرر داره)

10.تزکیه نفس (معصیت را خنده می آید ز استغفارما; تو هم که گناه نمیکنی برای اینه که از رحمت  خدا غافلی اصلا اگه ما گناه نکنیم بخشندگی خدا عقیم میشه; ادم مثل مرد گناه میکنه مثل مرد هم میگه خدا جون غلط کردم)

11.تفکر(اینهم که از امانت داری به دوره من خودم هنوز سلفون مخم رو هم باز نکردم امانت خدا رو همینطور وکیوم شده و آکبند می برم زیر خاک)

12.مسولیت پذیری(حرفها میزنی ها ....اگه من مسولیت قبول کنم هرچی شد تو گردن میگیری؟)

13.اعتدال در خوردن(دستور اسلام:معده را به سه قسمت تقسیم کنید یک سوم غذا- یک سوم اب- یک سوم هم برای تنفس- اما وضعیت فعلی که ما دچارشیم: سه سوم غذا- اب هم که راه خودش رو پیدا میکنه –نفس هم میخواد بالا بیاد میخواد بالا نیاد) 

14.استفاده از دوچرخه بجای ماشین (پس کسر خوابمون رو کجا جبران کنیم؟)

15.ادکلن(من که مادر زادی وجودم معطره  لازم نیست برای این چیزها هزینه کنم)

۱۶.رعایت مقررات رانندگی (چی میگی اقا شما انگار از مریخ اومدیها- تواین تهران خراب شده اگه رانندگی غیر اصولی رو بلد نباشی  رابرا تصادف میکنی)

۱۷.شب نشینی(اتفاقا"خیلی دوست دارم ولی چون مشکلات  مالی دارم  در روز سه تا  شیفت هشت ساعته کار میکنم دیگه وقتی برای شب نشینی نمی مونه اگه فرصتی هم باشه یه هشت ساعت دیگه لا به لای  این سه شیفت  جا کنم عالی میشه ;مشکلاتم به حداقل میرسه راستی کار سراغ نداری؟)

18. برنامه های مجردی  برای متاهلها(منو یاد چیزایی که ندارم ننداز ولی واقعا" اینو خودم بهش قائلم اخه خانوم ها فکر میکنند مردها همش باید با خانواده بیرون برن اگه من هوس کنم یه جا با شورت بشینم  چیپس بخورم. این کار فقط تو استخر ممکنه –استخر هم که نمیشه با زن و بچه رفت !)

(سعید محلاتی)

 سلام رفقا !  يه حديث خوندم، اگه به كسي نگم منفجر مي شم از بس قشنگه و باحال و عميق از رييس مذهب شيعه،از وبلاگي پيداش كردم كه از بهترين وبلاگايي كه من مي شناسم .نويسنده وبلاگو نديده ونشناخته دوست دارم و بهش اداي احترام مي كنم و همچنين، سلام!  اميدوارم اين مطلبو بخونه و بازم بنويسه كه خوب مي نويسه  و البته جواب سلامم كه واجبه!  از موضوع دور نشيم .اين حديث بخونيد و كيف كنيد ازاسلام حقيقي و فكر كنيد به پوستين وارونه!! وآخرزمان! و مسلماني ما!!! 

                                             بسم الله الرحمن الرحیم              

فمن قال لک : ان قلت واحدة سمعت عشرا ، فقل ان قلت عشرا لم تسمع واحدة و من شتمک فقل له ان کنت صادقا فیما تقول فاسأل الله ان یغفر لی و ان کنت کاذبا فیما تقول فاسأل الله ان یغفر لک و من وعدک بالخنی فعده بالنصیحة و الرعاء ...پس کسی که تو را تهدید کند که اگر یک کلمه بگویی ده تا می شنوی، پاسخش ده: اگر ده کلمه بگویی یکی هم نمی شنوی ! و کسیکه تو را دشنام دهد و سبّ نماید و ناسزابگوید پاسخش ده: که اگر در آنچه بر زبان راندی راستگو و صادقی من از خدا می خواهم تا از گناهان من در گذرد و اگر در آنچه بر زبان راندی دروغگو بودی پس من از خدا می خواهم تا از گناه تو در گذرد !و اگر کسی تو را بترساند که بر تو جور و ستم روا خواهم داشت مژده اش ده: که من خیر خواه تو خواهم بود و مراعاتت را خواهم کرد ... 

                                                جعفر بن محمدٍ الصادق
                                          - جان تمام آفرینش به فدایش -
                                                         بحارالانوار
                                                   جلد 1 صفحه 241
            به نقل از وبلاگ" خون و دلقك" نوشته شده به تاريخ ۱۸/۳/۸۸

منیت

حیران شده ام که میل جان با من چیست /// وندر گل تیره این دل روشن چیست

عمریست هزار بار من گویم و من /// من گویم ولیک من ندانم من کیست -مولانا

بروبچ نظرتون درباره این دوبیت رو بگید تا اگه خوب بود ادمه بدم .

(علی طاحونه)

هراس پایگاهی(قسمت دوم)-هراس پایگاهی در ایران

       به لحاظ تاریخی ایران سرزمینی بوده است که مالکیت در آن از احترام و امنیت لازم برخوردار نبوده و همواره حکام مستقل مطلقه غیر پاسخگو بر جان و مال و ناموس رعایا احاطه داشته اند. هر آنکس که مالی، موقعیتی و مقامی داشت مرحمتی حکام بود که هرگز تثبیت و تضمین همیشگی اش را تصور نمی نمود و ترس از دست دادن آن از دلش بیرون نمی رفت.استقلال اقتصادی از مردم از یکسو و جانشینی خداوند بر روی زمین از سویی دیگر حاکمان را مالک تمام عیار این سرزمین از جمله جسم و جان حکومت شوندگان قرار داده بود. دوران معاصر نیز اگر چه حاصل یک گسست در روند تاریخی است و مفهوم دولت پدیدار می شود لیکن استقلال اقتصادی دولت ها از جامعه همچنان برقرار بوده به خصوص از زمان دولت های نفتی سیطره بر حوزه های عمومی و خصوصی و مداخله همه جانبه در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را تضمین نموده و کماکان چشم نیروهای اجتماعی به دستان دولت است. در حال حاضر بیش از نیمی از مردم ایران از طریق دولت امرار معاش می کنند و برای کسب و حفظ موقعیت اقتصادی-اجتماعیشان مجبورند چنان رفتار کنند که دولت تحمیل می کند. بر خی از رفتارهای مزمن و کهن اجتماعی متاثر از هراس پایگاهی به شرح زیر است: ((فرهنگ چاپلوسی و چاکر منشی برای حفظ موقعیت، حیثیت و منزلت اجتماعی علیرغم مذموم بودن جاری و ساری است. دروغ گویی علی رغم آموزه های اخلاقی و مذهبی، ناگزیر برای به خطر نیانداختن موقعیت مزبور رواج دارد. کاهش اعتماد میان افراد جامعه و پنهان کاری از یکدیگر از پدیده های دیگر ناشی از این ترس می باشد. خود سانسوری، تقیه و عدم اظهار عقیده از دیگر کنشهای متاثر از موضوع بحث است.کنشهای سیاسی علیرغم میل باطنی مانند شرکت در انتخابات یا شرکت در مراسم عبادی و مناسک مذهبی در ادارت و در شدید ترین حالت بسیج شدن عده ای در مقابل مردم توسط حکومت که البته معدودی از افراد به آن تن می دهند را نیز در بر می گیرد.)) 

       هراس پایگاهی در ایران غم نان  همان دغدغه معاش است که موجب شده تا آنچه خود می خواهیم و باید نباشیم. افراد از خود بیگانه و تحت تاثیر سازی که برایمان کوک می کنند تا وقتی نواختند خوشایند تر برقصیم. پیچیدگی جامعه ایران و پیش بینی ناپذیری اش به دلیل فاصله میان نیت ها و اعمال می باشد که همین موضوع تعاملات اجتماعی را با پیچیدگی روبرو گردانیده است. در جامعه ما بر خلاف جوامع غربی آنچه بدست می آید نه بر اساس شایستگی بلکه به دلیل توزیع ناعادلانه منابع توسط دولت است که شانس بدست آوردن آن را برای برخی از ما تسهیل می کند. از این رو بر این عدم شایستگی واقفیم و لذا ترسمان بیشتر است. همچنین است که هر کس برخوردارتر است هراس پایگاهی اش نیز بیشتر است. حتی طبقه سرمایه دار نیز از مصونیت برخوردار نیست و در هراس بیشتری به سر می برد. در پایان می توان گفت که هراس پایگاهی در ایران در صورت های گسترده تر از غرب اما با محتوایی متفاوت از آن متجلی می شود. بسیاری از مسایل و آسیب های اجتماعی اگر چه تک علتی نیستند اما با تامل در آنها می توان نسبت آنها را با هراس پایگاهی مشخص نمود. هر کس خود می تواند در رفتار متاثر از هراس پایگاهی اش پیامد های کنش خویش را در پیرامونش بهتر درک کند و در باره اش بیاندیشد.

(فرجاد ناطقی)

88

 سلا م

       روزهاي پاياني سال 1388است و من به روزهاي گذشته فكر مي كنم .سالي با روزهاي خوب وبد ! سالي با اتفاقات مهم و خوب براي خودم و اتفاقات بد و مهم براي جامعه و لاجرم خودم ! سال افشا شدن رازها، انسانهايي كه تاكنون فكر مي كرديم مي شناسيمشان، از خودمانند ، مي توان پشت سرشان با خيال راحت حركت كرد و ترس از گمراهي نداشت، اما معلومان شدكه اينگونه نبودند و در دو راهي حق و باطل فرقان ندارند ، يا به سوي باطل رفتند و يا بلا تكليف سكوت و سكون را ترجيح دادند (يوم تبلي السراير)طارق 10.سال محك خوردن ادعاي رشد فرهنگي و اجتماعي ، ادعاي ايمان و تمدن چندين هزار ساله جامعه اي كه مي خواهد تاج از فرق فلك بردارد.(و بر سر خود بگذارد).

   خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان          تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد  حافظ

        سال آزادي ، سال دربند و دركه!!! سالي كه مهمترين اتفاقات اجتماعي اش در خيابان و ميدان آزادي افتاد ومنبع مهمترين اخبار اجتماعي و سياسي اش از دركه بود ، از دربند شدن و آزادي افرادي بود كه عده اي بحق و عده اي قليل!!!  به ناحق، مجازات شدند.سال در گذشت آيت ا.. بهجت(ره) ، آيت ا... منتظري و....سال از دست دادن نشريات خواندني اعتماد،همت!،ايران دخت ،خبر و تا حدودي اعتماد ملي!سال تماشاي فيلم نازنين و ماندني " درباره ا لي" ،اكران با دليل فيلم بي دليل تو قيف شده " به رنگ ارغوان" و فيلم مستند كم ديده شده و مهجور " تهران انار ندارد".سال كشف گوشه هاي ناديده اي از جهان.....سال ضعيف ترين نمايشگاه مطبوعات و يكي از ضعيف ترين نمايشگاه هاي كتاب وبي رونق ترين جشنواره فيلم فجر.و به طور خلاصه " سال  گاو " با مزيت ها و معايب اش- توضيح بيشتر در مورد معايب لازم است؟- اگر تمايل داشته باشيد و كمك كنيد بهترين ها وبدترين هاي سال را در شاخه هاي هنر، اجتماع، فرهنگ و مهمترين اتفاق در ايران و جهان و در نهايت مرد سال (اعم ازذكر و انثا) انتخاب كنيم.پس اگر مايليد، نظر بدهيد.

 

هنوز آزادم

 دستامو بستی چشماتو واکن    هنوز آزادم  نترس نگاه کن

از من می ترسی  تقصیر من نیست  میدونی زندون تقدیر من نیست

 بدتر از پیشی بهتر از پیشم     هر چی بد میشی  من بهتر میشم                      

گریه مو می خوای خنده تر میشم     مرده مو بخواه   زنده تر میشم

تو دنیای تو آدم بی رحمه      تو دنیای من عشقو می فهمه

دستامو بستی چشماتو واکن       هنوز آزادم   نترس نگاه کن

دلشوره داری  دستات می لرزه      مگه این دنیا چقدر می ارزه

دنیا تاریکه تو چشمای تو     جز تو هیچ کی نیست تو دنیای تو

من با تو خوبم تو نمی فهمی   از بس میترسی با من بی رحمی

دلت کویره   دستات بی نبضه      دل من دریاست   دستامم سبزه

دستامو بستی  چشماتو واکن     هنوز آزادم   نترس نگاه کن

قطره ای اما می گی دریایی        از حالت پیداست چقدر تنهایی

دنیا می چرخه  از تو رد می شه  روزای خوبت واست بد می شه

وقتی حقمو از من می گیری       کمتر میشی و بیشتر می میری

هرجا که باشی این رسم دنیاست      دستای دراز عمرشون کوتاست

دستامو بستی  چشماتو واکن       هنوز آزادم   نترس نگاه کن.

شاعر : علت درج این شعر صرفا علاقه شخصی بوده و به محض آشنایی با شاعر محترم نام ایشان عنوان خواهد شد .   

(سعید منافی)

هراس پایگاهی(قسمت اول)-مفهوم هراس پایگاهی

      در تبیین مفهوم هراس پایگاهی در کتاب نظریه های جامعه شناسی دکتر حسین ابوالحسن تنهایی آمده است: ((این اصطلاح اولین بار توسط سی رایت میلز (1916-1961) جامعه شناس رادیکال و تفسیر گرای آمریکایی عنوان شده است. میلز همصدا با بسیاری از متفکرین قرن بیستم منجمله مارکوزه و باتامور در تصحیح آرای کارل مارکس که معتقد بود: "طبقه متوسط از بین خواهد رفت و به طبفه کارگران صنعتی خواهد پیوست"  انگشت نهادند و بر آن بودند که طبقه متوسط خصلت انقلابی خویش را از دست داده است و تبدیل به افرادی مجزا از هم،نا متشکل و پراکنده شده اند که قشر وسیعی از مردم دنیای معاصر صنعتی را در بر گرفته است. این افراد بی تفاوت، بی علاقه و بدون جوشش زندگی و سرخورده از جبر اجتماعی و بیگانه با پرسشهای حیاتی تاریخ بشر سر در لاک غفلت فرو برده و از کنار هرچیزی به راحتی می گذرند.  این قشر که کارگران متخصص یا یقه سپیدان را نیز در بر می گیرد خواهان حفظ مراتب طبقاتی، پرستیژ و منزلت اجتماعی خود بوده و همین علاقه باعث می شود که همیشه به دلیل متشکل نبودن فعالیت ها و گردهمایی شان سراسیمه به دنبال الگوهای عادتی جامعه و برنامه های تحمیل شده نظام حاکم باشند. میلز این حالت را هراس پایگاهی (status panic) می نامد.هراس پایگاهی مهمترین و مرکزی ترین نقطه کشش جهت انجام فعالیت های طبقه متوسط و یقه سپیدان آمریکاست. جاه طلبی بورژوآ منشانه با رنگ و بوی آزاد صنعتی و فردگرایی در جامعه آمریکا هم انگیزه هایی می شوند تا هراس پایگاهی را در پوشش کسب موفقیت و رقابت آزاد پنهان کرده و بردگی و اطاعت افراد از نظام را توجیهی منطقی بخشند.))

       آنچه میلز تحت عنوان هراس پایگاهی مفهوم پردازی می کند مختص جوامع غرب  و به خصوص آمریکاست که به لحاظ فرماسیون اجتماعی و مناسبات طبقاتی  کاملا از جامعه ایران متفاوت است. اما حضور قدرتمند هراس پایگاهی را می توان درون جامعه ایران حس کردبا این تفاوت که نه فقط مختص قشری خاص بلکه جملگی نیروهای اجتماعی ایران را در بر می گیرد.

                                                                                                  این مطلب ادامه دارد

(فرجاد ناطقی)