89
قهوه اي و سفيد
سالهاي جنگ بود، بمباران شهرها و مشكلات اقتصادي فضاي بدي تو جامعه و خانواده ها ايجاد كرده بود،تو عالم بچگي دلخوش به عيد بوديم تا لباس نو برامون بخرند،بپوشيم و شيريني (آخ جون) و آجيل عيد بخوريم البته عيدي که جای خودشو داشت.اين ها را كه دارم مي نويسم انگار دارم ترانه فرهاد را مرور مي كنم ((بوي عيدي /بوي توت/....)). نمي دونم عيد سال 64 بود يا 65 ، اول اينو بگم كه من از بچگي عاشق شيريني و شكلات بودم حتي بعضي وقت ها كه شيريني گير نمي آوردم به قندون تك مي زدم و قند مي جويدم.اون سالها يه نوع شيريني تو قنادي ها بود بنام" شوكو مارس" (من كه خيلي وقته نديدم ،شما ديديد؟) با دو نوع كاكائويي و شيري،گرد بود به اندازه دوزاري هاي اون موقع، تو جعبه هاي طلقي گرد و بي رنگ . وقتي دو تا شو با هم (قهوه اي و سفيد) تو دهانت ميذاشتي ،معجوني درست مي شد كه شايد خوشمزه ترين طمع درك شده كودكي ام بود.تو اون سال ما چند بسته از اين"شو كو مارس" ها خريديم . مامانم اون ها را قايم مي كرد و هر وقت مهمون مي اومد از اين عزيزان! رو نمايي مي شد و به لطف مهمان ها چند تايي هم گير ما مي اومد، البته سهميه روزانه هم داشتيم.اما من به اون چند تا قانع نبودم. تا اينكه يك روز طي يك عمليات پيچيده محل اختفا اين جعبه هاي سحر آميز را كشف كردم"زير تخت".
دستبردهاي روزانه شروع شد . از روزي يك بار تا روزي چندين بار ،از هر دفعه دو تا، تا هر دفعه چندين تا.آخه لامصبا خيلي خوشمزه بودند.فقط منتظر فرصت بودم تا مامانم از اتاق بيرون بره و عمليات شروع بشه.چند روزي گذشت و من سرمست از اين گنج و معدن خدادادي (يه چيزي شبيه نفت خودمون) بودم. يك روز صبح كه كسي خونه نبود رفتم سراغشون ، دست كردم زير تخت اما هر چي بيشتر گشتم كمتر يافتم ،چشمتون روز بد نبينه نبود كه نبود .چاههاي نفتم خشكيده بود! و خبري از جعبه ها نبود . بعله! زيادي روي،كار دستم داده بود و قضيه لو رفته بود . تو اون عيد ديگه" شو كومارس" گيرم نيومد ،يعني محل جديد اختفاي معشوقه هايم را پيدا نكردم كه نكردم.
حالا كه به اون روزها فكر مي كنم ،دلم براي تمام لحظاتش تنگ شده ،خوشحال شدن با دوتا "شوكومارس" ( البته يكي قهوه اي و يكي سفيد)،خنديدن و گريه كردن براحتي ،قهرها و آشتي هاي دقيقه اي ... ((برق كفش جفت شده تو گنجه ها... ))..... دلم تنگ شده، يكي بياد منو به اون روزا برگردونه .گریه میکنما!!!!!
سال 1389 مبارك باد!
Enlightement به معنای روشنی فکر، آگاهی حقیقی و تنویر افکار می باشد.