یکسال دیگر هم گذشت.........

هر کاری کردم بهاریه ای که قرار شده برای معبد بنویسم بدون نشونه و ردپایی از غم وغصه باشه ،نشد که نشد.همش هم تقصیر سال ۸۹ بود،سالی که برای من اصلا جالب نبود. من فکر میکردم که فقط  برای من جالب نبوده در حالیکه از چند نفر دیگه از دوستام هم شنیدم که مثل من آرزو میکردند تا این چند روز باقیمونده سال هم به سرعت بگذره و تموم بشه.

تو این سن وسال هم وقتی بعضی از روزها که برام روز خوبی نیست (حالا به هر دلیلی)دوست دارم برم توی رختخوابم وپتوم رو بکشم روی سرم تا هر چه سریعتر صبح بشه ، شاید یک روز خوب ، با یک شروع خوب منتظرم باشه و بتونم از دست اون روز نجات پیدا کنم.

نمیدونم چرا وقتی بدبیاری و بدشانسی و بیچارگی (به معنای واقعی کلمه یعنی بدون پیدا کردن حتی یک راه چاره) دنبال آدرس میگرده فقط آدرسهای تکراری رو پیدا میکنه و پشت سر هم وبدون وقفه میاد وهمه رو از رسیدن به مقاصدشون جا میذاره. به قول دکتر علی شریعتی : کدام پل؟ در کجای جهان شکسته  که هیچکس به خانه اش نمیرسد.

آره میدونم که بعضی ها هم میگن که اینها همش بهونه است، همه چیز بستگی به خود آدم داره ولی خود اوستا کریم هم میدونه که ما آدمها روی زمین با رفتارها و کارهامون تمام معادلات انسانی رو به هم ریختیم و بجاش تا دلت بخواد یک عالمه نامعادله و نابرابری گذاشتیم و گره هایی به کار خودمون و همنوعمون انداختیم که با دست عمراً، با دندون هم نمیشه بازش کرد و فقط وفقط باید امیدمون به لطف وعنایت خدا باشه.

خدایا!!!

دوست دارم وقتی سرم رو از زیر پتو میارم بیرون سال ۸۹ تموم شده باشه وبا شروع سال ۹۰ موفقیتها و سربلندی ها برای تموم دوستام وهمنوعانم آغاز بشه تا دوباره در انتهای سال کسی از بدبیاری و مشکلاتی که طی سال براش پیش اومده، آه نکشه و با آه کشیدنش کوله باری از غصه رو توی دل آدم نذاره.

میدونم آرزوی خیلی بزرگیه ولی این رو میدونم که تو ...............کارت خیلی درسته.

از این بابت هم خیلی خوشحالم که حداقل هنوز به تو میتونم ((تو)) بگم و توی رابطه ای که با تو دارم تشریفات اداری و رسمی هیچ راهی پیدا نکرده.

دل خودم هم گرفت،اصلا بیخیالش.

امیدوارم سال جدید سالی متفاوت از سالهای گذشته براتون باشه و حداقل به یکی دو تا از هدفهایی که فکرتون رو به خودش مشغول کرده برسید البته به همراه موفقیت،سلامتی،سربلندی،آرامش،.......خلاصه هر چی آرزوی خوبه مال تو

خدایا!!!

نمیگم دستم رو بگیر چون میدونم که تا الان گرفتی،فقط ازت میخوام دستم رو ول نکنی.

.............................................................................................................................

پی نوشت:راستی درست قبل از اینکه این مطلب رو توی معبد پست کنم، رفتم و فیلم ((جدایی نادر از سیمین)) رو دیدم. بازهم اصغر فرهادی گل کاشته وهمه با دیدن فیلمش تا آخرفیلم روی صندلی میخکوب شده بودند وکسی ساعتش رو نگاه نمیکرد تا ببینه کی باید از سالن سینما بزنه بیرون. ضمنا نقطه اوج بازیگری شهاب حسینی رو هم میتوان به عینه دید.دیدنش رو حتما بهتون توصیه میکنم.  

(مهدی محمدی)

از 89 تا 90

1389 با سرعت گذشت و سال 1390 در پيش است . آرزوي سالي خوب، پراز موفقيت و خالي از غم و كينه را براي همه دوستان دارم.

از نويسندگان اين وبلاگ در مورد سال 89 نظر سنجي كردم كه در ادامه مي توانيد  نظرات آنها را به همراه نظرات خودم بخوانيد ، اگر انتخاب هاي شما را هم بدانيم خوشحال خواهيم شد.  

- فرجاد ناطقي در جواب اين پاسخ كلي را داد :

سال 89 یکی از تلخترین سالهای عمرم بود که همه ابعاد زندگیم را تحت الشعاع قرارداد بنابراین دوست خوبم اجازه بده انتخابی نداشته باشم. به امید اینکه سال بعد را بهتر آغاز کنیم. 

بهترين كتاب سال:

محمد مشكي: " نفحات نفت" رضا امير خاني

سعيد محلاتي:  " سلوك" محمود دولت آبادي

عليرضا طاحونه: " تاریخ عقاید اقتصادی"

مهدي محمدي: بهترین کتابی که امسال خوندم " طرحی از یک زندگی " زندگینامه دکتر شریعتی به قلم پوران شریعت رضوی بود

جواد سرور: "عارفانه ها" دست نوشته های دکتر چمران

سعيد منافي: کار از کار گذشت 

بهترين موسيقي سال:

محمد مشكي: صداي دلنشين " حامد نيك پي" و آهنگ " لالايي" از  گروه " دنگ شو"

سعيد محلاتي: آهنگ "سياه پوشها " ابي

عليرضا طاحونه: ----

مهدي محمدي: بیشترین خاطره رو با " آغوش " شادمهر عقیلی دارم

جواد سرور: اجرای مجدد " تا بهار دلنشین"

سعيد منافي: صدای رعد وبرق و بعدش بارون 

بهترين فيلم يا سريال سال:

محمد مشكي: فيلم زيباي"طلا و مس"

سعيد محلاتي: طلا و مس

عليرضا طاحونه: "بیگانه" توليد  2010  بلژیک

مهدي محمدي: طلا و مس (هنوز فیلمهای اسکار 2011 رو ندیدم)

جواد سرور: فیلم "کتاب قانون" ، سریال " زیرهشت" و" ارمغان تاریکی"

سعيد منافي: چراغ قرمز 

بهترين خبر يا اتفاق سال:

محمد مشكي: نداشتيم

سعيد محلاتي: هر كه به ميخانه رفت بي خبر آيد

عليرضا طاحونه: جام جهانی

مهدي محمدي: شنیدن خبر و دیدن عکس مراسم عقد فرجاد

جواد سرور: وقتی پسرم برای اولین بار من را" بابا دباب" صدا کرد

سعيد منافي: ازدواج 

بدترين خبر يا اتفاق سال:

محمد مشكي: خبرهاي پرپر شدن انسان‌هاي بي گناه در اقصي نقاط جهان توسط مزدوران ديكتاتورها و حادثه مهيب ژاپن

سعيد محلاتي: خيلي زياده ولش كن

عليرضا طاحونه: ----

مهدي محمدي: نمیگم ..........

جواد سرور: حوادث دلخراش لیبی

سعيد منافي: اتفاقی که برای برادرم افتاد.البته هر اتفاقی حکمتی دارد که ما از آن بیخبریم. 

بهترين جمله يا شعر سال:

محمد مشكي: علی­ابن ابی­طالب (ع): چهار چیز نشانه به سرآمدن دولتهاست: یک: فروگذاشتن اصول   دوم: چسبیدن به فروع، سوم: عقب­زدن مردمان لایق و با فضیلت، چهارم: مقدم­داشتن فرومایگان (منتخب میزان الحکمه). و شعر:

زحمت چه مي كشي پي درمان ما طبيب / ما به نمي شويم تو بد نام مي شوي ( عارف قزويني)

سعيد محلاتي: مرگ آن گاه پاتابه همي گشود  كه كبك خرامان  خنده غفلت به دامنه سر مي داد  به در كشيدن جام قهقهه  همت نهادم  هم از لحظه گريان ميلاد خويش.( احمد شاملو)

عليرضا طاحونه: آفتاب باش! بتاب بر کویر یا گلستان

مهدي محمدي: مگر چند بار به دنیا آمده ایم ، که این همه می میریم  (گروس عبدالملکیان)

جواد سرور: هیچ انسانی رستگار نمی شود مگر آنکه دوبار (یا دوباره) متولد شود

سعيد منافي: تا توانی دلی به دست آور       دل شکستن هنر نمی باشد 

مهمترين شخصيت سال:

محمد مشكي: مردم

سعيد محلاتي:  استاد محمديان ماسوله ( استاد اقتصاد كلان) 

عليرضا طاحونه: لولا  داسیلوا

مهدي محمدي: علیرضا طاحونه

جواد سرور: شهرام شکیبا

سعيد منافي: بهداد سلیمی وزنه بردار ایران. 

انتخاب ويژه سال:

محمد مشكي: " شهرام شكيبا"

سعيد محلاتي: شركت در جشن" بچه هاي ديروز" و تجديد خاطرات كودكي

عليرضا طاحونه: مختار نامه

مهدي محمدي: علیرضا طاحونه

جواد سرور: مختارنامه به خصوص برای این که بیش از مختار با میثم تمار آشنا شدم

سعيد منافي: ما بی دلان! جان داده‌ایم صدبار پنهان و عیان  -  سر در رکاب وصل یار هر لحظه اهدا می شود 

 

انتخاب شما چيه؟  

365 روز

     یکسال از افتتاح معبد گذشت. ورود به دنیای مجازی و استفاده از فضای وبلاگ برای ارائه نظرات، دغدغه ها و اعتقادات فرصتی بود برای نشان دادن خود و مواجه شدن با نظریات دیگران. از فراز و نشیب ها و دلخوری ها و شادی ها که بگذریم ،درمجموع اتفاق خوبی بود.

    من معبد را دوست دارم به خاطر نامش که از بین چندین نام انتخابش کردم و معنایی متفاوت بود از معبد و عبادت که برترین آن را تفکر گفته اند . و نوشتن بدون فکر کردن اغلب غیرممکن است و اگر هم بشود یا چیز دندان گیری نمی شود اگر باعث آبروریزی نشود.

     دیدن وخواندن نظرات خوانندگان بهترین دلگرمی من برای نوشتن دوباره بوده وهست .دیدن افزایش آمار بازدید کنندگان و نظرات خوانندگان برای هر نویسنده وبلاگ اهمیت دارد و برای من خیلی مهم است. من تو وبلاگ می نویسم تا خوانده شود و اگر قرار بود خوانده نشود همچنان در دفترها و سررسید ها می نوشتم (البته مطالبی که برای  دل خودم می نویسم هنوز جایشان در همان دفتر هاست) . اما مطالبی که در فضای عمومی می نویسم برای خوانده شدن است و نقد شدن و شاید تحسین شدن .

۲۲ پست برای معبد نوشتم یعنی تقریبا ماهی 2 پست . از نظر خودم بهترین آن ها 88 و 89 بود و همچنین مجموعه غذای روح که مورد توجه هم واقع شد. تا نظر شما چه باشد؟

دوست دارم معبد تبدیل بشود به محلی پر ازعابد خوش فکر و تبدیل شود به معبد قدیمی به مانند معابد قدیمی جهان،  این یعنی که: الهی پیر شی معبد!

نیایش

خدایا :

به من توفیق

تلاش در شکست

صبر در نومیدی

رفتن بی همراه

کار بی پاداش

فداکاری در سکوت

دین بی دنیا

عظمت بی نام

خدمت بی نان

ایمان بی ریا

خوبی بی نمود

عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن

بدون آنکه دوست بداند

روزی کن!

( معلم شهید دکتر علی شریعتی )

(سعید منافی)