به خدا مي سپارمت اي دوست...
چند روز پيش داشتم وبگردي ميكردم كه به مطلبي سينمايي از وبلاگ عاشقانه هاي خسرو شكيبايي برخوردم.حيفم اومد كه اينجاهم نيارمش،گفتم هم با اينكار يادي از عمو خسرو كنيم (روحش شاد) هم اينكه شايد شما هم خوندينش و ازش خوشتون اومد.
اين مطلب پايان بندي فيلم "كيميا" ست. نامه اي كه رضا (خسرو شكيبايي) به شكوه (بيتا فرهي) زني كه كيميا رو بزرگ كرده مينويسه..... با همون صداي آشنا و مهربون.........
عمريست در سايه سنگي ديوار صبوري كردم
و معناي يافتن را در طعم از دست دادن دريافتم
شكوه تو كيميا را در ميان آتش و خون به آغوش مادرانه ات فشردي
پس به حرمت نام عزيز مادر
سلام...........
حالا ديگر چه فرقي دارد
چه كيميا در مشهد
چه كيميا در جنوب
خواهرم،اي تو بهترين مادر
پاره تنم را به خدا و به مهرباني مادرانه ات مي سپارم
سهم ما هم فقط يك يادت بخير ساده
به اميد روزي كه تبسم عشق را در سيماي مادرانه كيميا ببينيم
وداعي در بين نيست كه اين آغاز سلام است. (مهدی محمدی)
Enlightement به معنای روشنی فکر، آگاهی حقیقی و تنویر افکار می باشد.