غذاي روح 3
در ادامه شعرهاي انتظار اين بار از مولانا شروع مي كنم و با قيصر امين پور خاتمه مي دهم .به اميد روزي كه شهر پر شود از بوي او و (( شعرهاي انتظار)) جايشان را به ((شعرهاي ديدار)) بدهند !
به اميد آن روز
مولانا:
بنماي رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشاي لب که قند فراوانم آرزوست
اي آفتاب حسن! برون آ دمي ز ابر کان چهرهي مشعشع تابانم آرزوست
.
والله که شهر بيتو مرا حبس ميشود آوارگي کوه و بيابانم آرزوست
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت شيرخدا و رستم دستانم آرزوست
.
گفتند يافت مينشود جستهايم ما گفت آنکه يافت مينشود آنم آرزوست
نغمه مستشار نظامي
گاهي اگر با ماه صحبت کرده باشي از ما اگر پيشش شکايت کرده باشي
گاهي اگر در چاه مانند پدر آه! اندوه مادر را حکايت کرده باشي
گاهي اگر زير درختان مدينه بعد از زيارت استراحت کرده باشي
گاهي اگر بعد از وضو مکثي کني تا آيينهاي را غرق حيرت کرده باشي
در سالهاي سال دوري و صبوري چشم انتظاري را شفاعت کرده باشي
حتي اگر بيآنکه مشتاقان بدانند گاهي نمازي را امامت کرده باشي
يا در لباس ناشناسي در شب قدر از خود حديثي را روايت کرده باشي
يا در ميان کوچههاي سرد و تاريک نان و پنير و عشق قسمت کرده باشي
پس بوده اي و هستي و ميآيي از راه تا حق دلها را رعايت کرده باشي پس مردمکهاي نگاه ما عقيمند تو بوده اي بيآنکه غيبت کرده باشي
کاظم بهمني
آمدي بر سر قبرم ، نـشد از قـبر در آيم تازه فهميدهام اين بـند کـفن فـلسفه دارد
قيصرامين پور
رؤياي آشناي شب و روز عمر من! در خوابهاي کودکيام ديدهام تو را
از هر نظر تو عين پسند دل مني هم ديده، هم نديده، پسنديدهام تو را زيباپرستي دل من بيدليل نيست زيرا به اين دليل پسنديدهام تو را
با آنکه جز سکوت جوابم نميدهي در هر سؤال از همه پرسيدهام تو را
از شعر و استعاره و تشبيه برتري با هيچکس بهجز تو نسنجيدهام تو را
ادامه دارد؟
Enlightement به معنای روشنی فکر، آگاهی حقیقی و تنویر افکار می باشد.